تبليغاتX
کوچه فرهنگ - گذری در مترو!
نیستم اگر ننویسم

 

 چند سال پيش كه براي اولين بار براي استفاده از مترو وارد فضاي ورودي ايستگاه شده بودم از زيبايي و توسعه شهري – صنعتي در كشور به شوق آمدم  و حس شيريني داشتم اما زماني كه قطار از راه رسيد و درب هاي آن باز شد چنان در فشار و هجوم مسافران  به درون واگن پرتاب شدم كه همه آن شيرني به يكباره تلخ شد و شوق از سرم پريد. با خودم گفتم چطور ما كه خيلي زود جو گير مي شويم لااقل به خاطر حفظ كلاس و پرستيژ محيط هم كه شده كمي مدني تر رفتار نمي كنيم.! يادم آمد كه از منظر جامعه شناسي وقتي ميان تكنولوژي و فرهنگ متناسب با ان فاصله مي افتد تاخير فرهنگي رخ مي دهد بدين معني كه تكنولوژي و مظاهر مدرنيته وارد يك جغرافيايي فرهنگي مي شود اما  شيوه صحيح بهره گيري از ان به كار برده نمي شود لذا  اميدوار شدم چند سال ديگر كه اين تكنولوژي جديد هم جا افتاد و به عنوان بخشي از فرهنگ روزمره جامعه درامد به تدريج اين تاخير فرهنگي از بين مي رود و تناسب منطقي ميان تكنولوژي و فرهنگ ان به وجود مي ايد.. اما اكنون بعد از 7 – 8 سال از تاسيس مترو همچنان اندر خم يك كوچه ايم  و اوضاع همان است كه بود. ناگهان ياد جمله معروف مك لوهان افتادم كه گفته بود رسانه همان پيام است به اين معني كه تكنولوژي يك ابزار صرف نيست و با ورود ان به جغرافياي خاص ، فرهنگ برساخته ان نيز در سطح جامعه اشاعه مي يابد. حالا نسبت به اين تفكر دچار ترديد شده ام ! چرا پس ازاين  همه سال از تاسيس مترو همچنان مشكلات فرهنگ استفاده از ان به شكل معقول و منطقي نهادينه نشده است؟ يكي از دلايل مهمي كه مي توان براي تبين اين مساله بر شمرد اينست كه وقتي تكنولوژي محصول طبيعي تاريخ يك سرزمين نباشد و از دل فرهنگ ان جامعه برنخواسته باشد تاخير فرهنگي به درازا مي كشد مگر اينكه ان پديده وارداتي چنان با نظام اجتماعي- فرهنگي سرزمين مقصود بياميزد و نهادينه شود تا به اصطلاح نوعي ادغام و تفاهم فرهنگي صورت بگيرد. از سوي ديگر فرهنگ زيست جمعي نيز بايد به عنوان يك ارزش عام مورد پذيرش جامعه قرار بگيرد.تا هر شهروندي رفتار اجتماعي خود را به عنوان يك هنجار اخلاقي ارزشيابي كند. در اين صورت احترام به قانون و رعايت مقرارات يك تكنولوژي بدون توصيه و تاكيد در سطح جامعه محترم شمرده می شود. تعارض و تضادهاي اجتماعي ميان سنت و مدرنيسم دقيقا در چگونگي بهره گيري از تكنولوژي مدرن خود را نشان مي دهد. وقتي فن اوري خاصي وارد كشور مي شود يعني ان صنعت و تكنولوژي به عنوان يك پديده مثبت هرچند بيگانه مورد پذيرش فرهنگي قرار گرفته است لذا كنش هاي  استفاده از ان نيز استحاله و خودباختگي فرهنگي تلقي نمي شود. بنابر اين اموزش رفتارهاي صحيح در ارتباط با تكنولوژي مدرن يك ضرورت اخلاقي به حساب مي ايد. البته گاهي كمبود امكانات و عدم تناسب ميان عرضه و تقاضا در دسترسي مردم به تكنولوژي هاي جديد نيز در فقدان فرهنگ بهره وري از ان تاثير سو مي گذارد و از هنجارمندي رفتار اجتماعي در سطح جامعه و فرهنگ عمومي جلوگيري مي كند. قطعا اگر قطارهاي مترو متناسب با جمعيت مسافراني باشد كه روزانه از ان استفاده مي كنند شاهد برخي نابهنجاريهاي رفتاري در فرهنگ جمعي نخواهيم بود و يا دست كم نهادينه شدن فرهنگ استفاده از وسايل ارتباط جمعي تسريع خواهد شد گرچه تحليل رفتارهاي اجتماعي مساله پيچده اي است و عوامل و عناصر متعددي در شكل گيري ان تاثير دارد فرضا وضعيت اقتصادي جامعه ، سطح بهداشت رواني افراد ، تنوع فرهنگي و قومي ، طبقات اجتماعي و شغلي هر كدام مي تواند به نوعي در چگونگي استفاده از مترو به عنوان يك دستاورد صنعتي موثر باشد.

يكي از چالش هاي فرهنگي كه ما با ان مواجه هستيم عدم به رسميت شناختن عرصه عمومي است. گويي چيزي به نام جامعه به عنوان يك پديده مستقل و منفك از ساحت  فردي زندگي تك تك افراد وجود ندارد و يا اينكه ما تفاوتي ميان عرصه عمومي و خصوصي زندگي قائل نيستيم لذا در بسياري از مواقع همان رفتار و كنشي را در عرصه عمومي نمايش مي دهيم كه در ساحت فردي و عرصه خصوصي داريم . زيبايي شناسي ظاهر مترو متاسفانه با ناهنجاري هاي رفتاري برخي از مسافران بهم مي ريزد و تصوير زشتي از ان ترسيم مي كند . اصلاح و بهبود اين وضعيت مستلزم تلاش در دو حوزه است يكي فرهنگ سازي و اموزش به مردم و تنوير افكار عمومي نسبت به چگونگي استفاده از مترو و ديگري توسعه قطارها و واگن هاي مترو كه پاسخگوي جمعيت زياد استفاده كنندگان از ان باشد . پنهان بودن مترو در زير پوست شهر نبايد موجب فراموش شدن اين وسيله نقليه عمومي شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 20:19  توسط سیدرضاصائمی  |