|
اگرچه در جهان امروز و حتي در سنتيترين كشورهاي جهان، رسانه، سايه سنگين خود را بر نظام اجتماعي و مناسبات انساني انداخته و قدرت و نفوذ آن نهتنها در عرصه عمومي و مديريت كلان كه در خصوصيترين ساحت زيست فردي تعميم يافته است، اما شايد در هيچ زمان و شرايطي، مثل زمان انتخابات نقش رسانهها برجسته و بااهميت نشود، به طوري كه بخش عمدهاي از فرآيند انتخابات چه به لحاظ سختافزاري و بهرهگيري از كاركرد و برد تبليغاتي آن و چه از منظر نرمافزاري براي نهادينه كردن رفتار انتخاباتي و رهبري افكار عمومي بردوش رسانههاست.
اين ابزار قدرتمند تا جايي موثر است كه هر كانديدايي كه از امكانات و مانور رسانهاي بيشتري برخوردار باشد، از شانس بيشتري براي پيروزي در انتخابات نسبت به رقيبانش برخوردار خواهد بود. كشور ما اكنون در آستانه دهمين انتخابات رياستجمهوري قرار دارد كه به طبع آن رسانهها نيز در اوج روزهاي حرفهاي و ديده شدن هستند. نگارنده قصد دارد جداي از طرح مسائل سياسي و تحليلهاي انتخاباتي اين اتفاق مهم را از منظر رسانهاي بازخواني كند. اگرچه هر دوره انتخاباتي با توجه به شرايط تاريخي و سياسي كشور اهميت خاص خود را دارد، اما اگر بخواهيم از منظر رسانهاي به اين موضوع بنگريم قطعا انتخابات دهم نسبت به دورههاي پيشتر پيچيدگي و حساسيت بيشتري داشته و آن هم افزايش تنوع و تعدد رسانههايي است كه اين واقعه سياسي را پوشش ميدهند و حمايت ميكنند يا حتي به تضعيف و تخريب آن ميپردازند. بديهي است كه مثلا اولين يا پنجمين دوره انتخابات نسبت به اين دوره از پشتوانه و عقبه رسانهاي كمتري برخوردار بود و نقش رسانهها در آن به اندازه امروز نبود. اكنون هر يك از كانديداها علاوه بر ابزارهاي تبليغاتي سنتي مثل سخنراني، چاپ پوستر و حتي روزنامه حامي و فرصت مشترك رسانه ملي از ابزارها و فرصتهاي ارتباطي و رسانهاي جديدي مثل اينترنت، وبلاگ، سايت، تلفن همراه و... برخوردارند كه در گذشته نبود. در واقع هر يك از اين امكانات و فناوريهاي نوين ارتباطي از اين قدرت برخوردار است تا طيف بيشتري از افراد را متوجه كانديداي مورد نظر خود كند و اينك هر طرفداري، يك رسانه قدرتمند براي كانديداي منتخب خود است. جهان رسانهاي شده معاصر را ميتوان امروز در جامعه ايران و در كوچه و خيابان و حتي كنج خانهها ديد زماني كه فردي در اتاق خويش نشسته و با فرستادن پيامك و ايميل به دوستان و آشنايان براي كانديداي خاص تبليغ ميكند. رسانهها ديگر دست صاحبان قدرت و مديران مظبوعات و راديو تلويزيون نيست. رشد و توسعه ارتباطات و فناوريهاي اطلاعات در جهان امروز همه را صاحب يك يا چند رسانه كرده است. قطعا فعاليت وبلاگها به عنوان يك رسانه مجازي در انتخابات كنوني را نميتوان ناديده گرفت و كماهميت شمرد. امروز هر شخصي با ايجاد وبلاگ داراي رسانهاي مجازي براي خود ميشود تا بتواند افكار و عقايد خويش را به گوش و نگاه ديگران برساند. در واقع طرفداران هر يك از نامزدها با ايجاد وبلاگ يا سايت اينترنتي يك ستاد انتخاباتي مجازي براي كانديداي مورد علاقه خود تاسيس ميكنند كه با كمترين هزينه ميتوانند بيشترين استفاده تبليغاتي را از آن بگيرند. اين مساله نشان ميدهد توسعه و رشد ارتباطات و بسط رسانههاي گوناگون در جامعه تا چه اندازه ميتواند ساختار سياسي جامعه را تحت تاثير خود قرار دهد و آن را دچار قبضو بسط كند. اين فرصت رسانهاي علاوه بر اين كه ميتواند ميزان مشاركت شهروندان را در انتخابات بيشتر كند به برگزاري انتخاباتي دموكراتيك، عادلانه و آگاهانه نيز كمك ميكند. در واقع رسانه نه فقط در فرم و اجراي باشكوهتر انتخابات موثر است، بلكه بستري را براي انتخابي آگاهانه و از روي شناخت براي مردم فراهم ميكند و محتواي آن را نيز تحت تاثير خود قرار ميدهد. از سوي ديگر، امكانات رسانهاي قابل دسترس موجب ميشود شهروندان خود را رايدهندههاي منفعل فرض نكنند، بلكه كنشگري فعال ببينند كه ميتوانند حتي با فرستادن يك پيامك تبليغاتي حضوري فعالانه و موثر در انتخابات داشته باشند. دهكده جهاني مك لوهان، اين روزها در مناسبات رسانهاي مردم قابل رديابي است و مصاديق تحقق آن قابل مشاهده است. در ميان رسانه، اما سينما و تلويزيون به دليل امكانات و جذابيتهاي بصري بيش از ديگر رسانهها مورد توجه افكار عمومي قرار دارند و بر آنها تاثير ميگذارند. نسبت ميان اين دو مديوم با سياست را ميتوان در ساخت فيلمهاي تبليغاتي و مناظرههاي تلويزيوني درك كرد. سينما به دليل جذابيتهاي هنري و بصري و تلويزيون به خاطر گستردگي و مخاطبپذيري بالا همواره مورد توجه سياستمداران بويژه در هنگامه انتخابات بوده است. شايد در اينجا بايد بيشتر از تاثير سياست بر سينما سخن راند، چراكه به واسطه آن يك ژانر و مستند سينمايي به نام فيلم تبليغاتي خلق شد كه بيش از هر نوع مستند يا فيلم داستاني ممكن است مخاطب داشته باشد و البته آن را به لحاظ زماني ميتوان فيلم كوتاه هم قلمداد كرد. مناظرههاي تلويزيوني كانديداها نيز يكي از آيتمهاي جذاب و از پرطرفدارترين برنامههاي گفتگومحور است كه بخشي ديگر از نسبت رسانه و انتخابات را نمايندگي ميكند. فيلم و برنامههاي تلويزيوني در ميان رسانههاي گوناگون، مديومهايي هستند كه مشخصات يك كانديدا را به شكل كاملتري در معرض معرفي مخاطبان و رايدهندگان قرار ميدهند، يعني صدا و تصوير همراه افكار و انديشه و چگونگي بيان و ارائه آنها؛ البته امروز با امكانات رسانهاي جديد ميتوان بسياري از اين برنامهها و كليپهاي انتخاباتي را از اينترنت دانلود كرد و حتي اين رسانههاي نوين فرصت را براي كاربران خود و طرفداران كانديداها به وجود آوردهاند كه بتوانند با ساخت كليپ و فيلمهاي كوتاه تبليغاتي در استفاده از اين نوع رسانه هم سهيم باشند. نقش رسانه در انتخابات تنها در فرآيند برگزاري و چگونگي آن محدود نميشود، بلكه بازتاب جهاني آن را نيز تسهيل ميكند و تاثير آن مدتها پس از انتخابات نيز تداوم مييابد. در واقع رسانهها در پوشش خبري، افزايش مشاركت مردمي، پويش سياسي و نظارت بر سلامت انتخابات، حضوري موثر دارند و بخشي از واقعيت جهان رسانهاي شده معاصر را بازنمايي ميكنند. |
|
|